نمیدانم نگران توام یا نه! شاید هنوز هم بیشتر از هر کسی نگران خودِ خودم هستم و این با قانون انتظار جور در نمی آید...
میدانم وفا نکردم ...نه به احساس خودم ،نه به عهدی که با تو بستم و نه به ایمان به خدایم .
حال و احوالم روبه راه نیست.هوایم را داشته باش یابن الحسن ...
عده ای منتظر ظهور انسانی.
او منتظر ظهور انسانیت در عده ای.
و اینچنین است قصه هزار ساله انتظار.........
با همه ی بی سر و سامانی ام ،
باز به دنبال پریشانی ام ..
حرف بزن ،حرف بزن .سالهاست ..
تشنه یک صحبت طولانی ام ..
(محمد علی بهمنی )