شب باشه و یه پارک کوچیک سکوت ...سرسره ... الاکلنگ ..تاب ...و ...
کسی هم نیست که به خاطر این که بزرگ شدی و این بازیا مال تو نیست سرزنشت کنه
وقتی داری میخندی و از پله های سرسره بالا میری اگه به پدر و مادرت نگاه کنی میتونی یه لبخند معنی دار روی صورتشون ببینی ..
اونا نگاهت که میکنن همون دختر کوچولوی شیطون رو میبینن...با پیراهن و کفش صورتی و گل سر کوچولوش...که داره براشون دست تکون میده ...
چه حالی میده...دو رو بر ما که ارذل 24 ساعته پارک هستند ...جوری که خودم اونجا تنها نمی رم چه برسه با خانواده...
سام و علک...!
اگر قاطی نکنی رابطهی زیبایی و فمینیست رو برات مگم.
البته این فقط یه جوکه...
درباره منفی نگری ماهم همینو میتونم بت بگم که ...
همون نامردی.
یا بعبارتی مرموز و غیر قابل نفوذ بودن .
پول.
عقاید تعصبی.
نمیدونم اما بزرگترینش همون نامردیه.
این تسلسل واقعا هست.هرکسی به یه کسی نامردی میکنه و از یه کسی نامردی میبینه.حالا خواسته یا ناخواسته
آی گفتیا... تمام خاطرات خوش دوران بچگیم زنده شد... عجب دوران نابی بود
قلم زیبایی داری